تئوری محدودیت

تئوری محدودیت ها (TOC)

تعریف محدودیت

تعریف گلدرت از محدودیت عبارت است از هر چیزی که عملکرد سیستم را نسبت به هدفش محدود میکند. وی همچنین هدف یک بنگاه تجاری را در درجه اول «پولسازی در حال و آینده» تعریف میکند. محدودیت عبارت است از هر عاملی که کارایی سیستم را در ارتباط با هدف یا مقصود از پیش تعیین شده محدود می کند.

نظریه تئوری محدودیت

فلسفه ی اصلی تئوری محدودیت ، استفاده ی بهینه از محدودیت ها و گلوگاه های تولید است . نقاطی از فرآیند تولید که در آنها ، مقادیری از موجودی کار درجریان ساخت به صورت انباشته شده وجود دارد و باعث کاهش سرعت جریان تولید می شود ، را گلوگاه می نامند . این تئوری مدعی است که به بهبود مستمر ازطریق شناسایی محدودیتها وگلوگاههای تولیدی در سازمان منجر خواهد شد، بدین ترتیب تمرکز اصلی این تئوری ابتدا شناخت محدودیتها و سپس مدیریت بر روی آنها در جهت افزایش کارایی سیستم است.تئوری محدودیتها با شناسایی و برطرف کردن محدودیتهای سیستم، باعث افزایش راندمان، خروجی و سودآوری سیستم میشود. بر مبنای این تئوری، کنترل هزینه تأثیری برخروجی و سودآوری سیستم ندارد، بلکه تنها خروجی سیستم است که موجب سودآوری آن میگردد. به همین دلیل TOC معیارهای خود را در دنیایی که آن را “دنیای دستیاف” مینامد و در تقابل با “دنیای هزینه” قرار میگیرد، بیان میکند.

فرایند اجرای تئوری محدودیت ها

1- شناسایی محدودیت های سیستم

2- بهره برداری از محدودیت های سیستم

 پس از شناخت محدودیت های موجود در سیستم، باید از آنها به گونه ای استفاده شود که عملکرد و توان تولید و فروش شرکت در کوتاه مدت ،حداکثر شود. برای تحقق این هدف باید از منابع دارای محدودیت بیشترین استفاده صورت گیرد. به بیان دیگر، باید منابع دارای محدودیت با ظرفیت کامل و بدون توقف به کارگرفته شوند.

3- تسری اثر تصمیم گیری به سایر منافع فاقد محدودیت

پس از تعیین نوع محصول و میزان تولید آن ، باید سرعت تولید دیگر منابع فاقد محدودیت متناسب با سرعت تولید منابع دارای محدودیت شود تا از تجمع کار در جریان ساخت در گلوگاه جلوگیری شود. بنابراین، ممکن است از ظرفیت منابع غیر محدود به طور کامل استفاده نشود. درنتیجه عملکرد مابقی منابع فاقد محدودیت را باید با توجه به تصمیم مزبور اندازه گیری و ارزیابی کرد.

4- رفع محدودیت های سیستم

برای رفع محدودیت های نقاط گلوگاهی دو دیدگاه وجود دارد : دیدگاه اول: سرمایه گذاری در تجهیزات یا فن آوری های جدید برای افزایش توان گلوگاه ها در این دیدگاه ارزش فعلی جریان های نقدی آینده حاصل از افزایش حاشیه عملکرد (ارزش افزوده ) از ارزش فعلی هزینه عملیاتی ناشی از این سرمایه گذاری بیشتر است . دیدگاه دوم: حذف فعالیت های فاقد ارزش افزوده گلو گاه برای افزایش بهره وری و کاهش چرخه زمانی در آن ها

5- در صورت رفع محدودیت ، بازگشت به مرحله اول (فرایند بهبود مستمر)

به دلیل این که هدف مدیریت بهبود مستمر در کوتاه مدت و بلند مدت است، با رفع محدودیت های موجود، این هدف متوقف نمی شود؛ زیرا زمانی که این محدودیت ها بر طرف شد، دیگر محدودیت ها ظاهر می شوند. برای استفاده ی بهینه ازآنها باید دوباره به مرحله ی اول بازگشت (فرآیند بهبود مستمر).

معایب و مزایای تئوری محدودیت 

مزایا                                             

برنامه ای برای مدیریت موجودی کالا ، بهبود کیفیت و سود آوری در کوتاه مدت تهیه می نماید
سادگی و کم هزینه بودن
قابل فهم بودن
افزایش توان عملیاتی شرکت

معایب

دوره زمانی کوتاه مدت
در تعیین خطی مشی شرکت، به مدیران کمکی نمی کند
ثابت فرض کردن متغییر هایی مانند قیمت محصول، سفارش مشتری، فناوری و تصمیم گیری تولید
در تصمیم گیری بلند مدت از قبیل قیمت گذاری محصول خیلی مفید نمی باشد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *