سیستم‌های یکپارچه مدیریت آموزش، آزمون و یادگیری

سه نشانه مهم سازمان‌های یادگیرنده ( آموزش محور )

سه نشانه مهم سازمان‌های یادگیرنده ( آموزش محور )

با توجه به اینکه امروزه تقریباً مدیران همه سازمان‌ها از اهمیت یادگیری حرف می‌زنند، تصمیم گرفتیم در مقاله پیش رو نشانه‌های یک سازمان یادگیرنده (آموزش محور) را بررسی کنیم. در ادامه به بررسی اینکه سازمان شما یادگیری محور است یا صرفا کلاس آموزش برگزار می‌کنید خواهیم پرداخت.

تصور کنید که تقویم‌های آموزشی پر هستند، کارگاه‌های زیادی برگزار می‌کنید، دوره‌های مختلف برای کارکنان در نظر گرفته می‌گیرید و بودجه مشخصی ( در برخی مواقع بالا ) هم به آموزش اختصاص پیدا داده‌اید.

اما یک سؤال اساسی وجود دارد: آیا صرفاً برگزاری دوره و کلاس آموزشی یعنی سازمان ما واقعاً یادگیرنده است؟

در اکثرا مواقع واقعیت این است پاسخ این سوال یک جواب نه است.

داشتن برنامه آموزشی، به‌تنهایی نشانه یادگیری سازمانی نیست. خیلی از شرکت‌ها آموزش برگزار می‌کنند، اما در عمل نه تغییری در رفتارها دیده می‌شود، نه تجربه‌ها بین افراد منتقل می‌شود و نه اشتباهات تبدیل به درس‌های ماندگار می‌شوند.

در بعضی از تعاریف معتبر مدیریت، «سازمان یادگیرنده» به شکلی تعریف می‌شود که یادگیری فقط یک فعالیت جانبی یا مناسبتی نیست؛ بلکه بخشی از فرهنگ روزمره سازمان است. یعنی افراد در چنین فضایی فقط آموزش نمی‌بینند، بلکه از تجربه‌ها درس می‌گیرند، دانسته‌هایشان را با هم به اشتراک می‌گذارند و در مسیر کار، مدام توسعه و بهبود به روشنی مشاهده می‌شود.

به صورت ساده و خلاصه، یک سازمان یادگیرنده معمولاً سه نشانه روشن دارد. در زیر به این نشانه ها اشاره می‌کنیم.

1- آدم‌ها در این سازمان‌ها سؤال ‌می‌پرسند، نظر می‌دهند و حتی اشتباهشان را مطرح می‌نمایند.

اولین و شاید مهم‌ترین نشانه یک سازمان یادگیرنده این است که افراد در آن، برای حرف زدن و یاد گرفتن احساس امنیت دارند.

در برخی محیط‌های کاری، کارمندان ترجیح می‌دهد سؤال نپرسد، ایده‌های جدید خود را مطرح نکند و حتی اگر با مشکلی مواجه شوند، سکوت کنند. چون نگران قضاوت توسط همکاران و مدیران خود هستند، و یا نگران اینکه جدی گرفته نشود یا اشتباهاتشان به ضررشان تمام شود. در چنین فضایی، افراد بیشتر سعی می‌کنند اشتباه نکنند تا اینکه واقعاً یاد بگیرند.

اما در یک سازمان یادگیرنده، فرهنگ متفاوتی در جریان است.

کارمندان می‌دانند که می‌توانند بپرسند، ابهامشان را مطرح کنند، از تجربه ناموفقشان حرف بزنند و برای بهتر شدن کمک بگیرند. و این یعنی این سازمان، یادگیری را با سرزنش و ترس از بین نمی‌برد.

در فرهنگ کاری ایران، این موضوع اهمیت بیشتری هم دارد. در بسیاری از تیم‌ها، به‌خصوص وقتی فاصله بین مدیر و کارمند زیاد است، افراد از بیان نظر متفاوت یا اعتراف به ندانستن پرهیز می‌کنند. برای همین، اگر مدیری بتواند فضایی ایجاد کند که اعضای تیم بدون نگرانی حرف بزنند، در واقع یکی از پایه‌های اصلی یادگیری را ساخته است.

نشانه‌های این فرهنگ مناسب در یک سازمان چیست؟

  • افراد از پرسیدن سؤال خجالت نمی‌کشند
  • مطرح کردن اشتباه، مساوی با سرزنش نیست
  • نظر مخالف با احترام شنیده می‌شود
  • مسائل پنهان نمی‌مانند و زودتر روی میز می‌آیند

به طور ساده معمولاً یک فرهنگ مناسب سازمان یادگیرنده از جایی شروع می‌شود که افراد بتوانند صادقانه بگویند:

«این بخش را متوجه نشدم» یا «به نظرم این روش بهتر قابل انجام است».

2- یادگیری در سازمان فقط حرف نیست و مسیر و روش مشخص دارد

نشانه دوم یک سازمان ایده‌آل این است که یادگیری در سازمان، فقط به قصد خوب یا صرفا حرف‌های انگیزشی وابسته نیست.

در واقع یک سازمان برای یاد گرفتن، ثبت تجربه‌ها و انتقال دانش، روال مشخص دارد.

بعضی شرکت‌ها از یادگیری زیاد صحبت می‌کنند، اما وقتی دقیق‌تر نگاه می‌کنیم، می‌بینیم هیچ سازوکار مشخصی برای آن وجود ندارد. تجربه‌ها در ذهن افراد می‌ماند، اشتباهات تکرار می‌شود، هر تیم از اول راه را می‌رود و دانشی که با زحمت به دست آمده، با جابه‌جایی یک نفر از بین می‌رود.

در مقابل، رهبری یک سازمان یادگیرنده تلاش می‌کند یادگیری را از حالت اتفاقی خارج کند.

به عنوان مثال:

  • بعد از پایان پروژه‌ها، زمانی برای مرور تجربه‌ها می‌گذارد
  • از موفقیت‌ها و شکست‌ها فقط عبور نمی‌کند، بلکه آن‌ها را تحلیل می‌کند
  • بازخورد مشتری، بازار و تیم‌های داخلی را جمع‌آوری می‌کند
  • تجربه‌های مفید را بین افراد و واحدها به اشتراک می‌گذارد
  • برای آزمودن ایده‌های جدید، فضا و فرصت ایجاد می‌کند

این موارد لزوماً به معنای داشتن سیستم‌های پیچیده و پرهزینه نیست. حتی جلسات منظم و صادقانه برای مرور «چه مواردی خوب پیش رفته و چه بخشهایی نیاز به اصلاح دارد» هم می‌تواند بخشی از همین فرایند باشد.

چه چیزهایی نشان می‌دهد این فرایندها وجود دارد؟

در سازمانی که فرآیندهای مشخصی برای آموزش وجود دارد معمولا:

  • بعد از آموزش، نتایج ثبت می‌شوند
  • تیم‌ها فرصت دارند ایده‌های جدید را در مقیاس کوچک امتحان کنند
  • اطلاعات مفید فقط در یک واحد یا نزد یک نفر باقی نمی‌ماند
  • برای حل مسئله، دنبال مقصر نمی‌گردند؛ دنبال ریشه مشکل می‌گردند

اگر سازمانی هیچ راهی برای جمع‌آوری و انتقال تجربه نداشته باشد، حتی با وجود افراد توانمند، یادگیری در آن پراکنده و کوتاه‌مدت باقی می‌ماند.

3- مدیران صرفا از یادگیری حرف نمی‌زنند.

سومین نشانه کلیدی، نقش مدیران و رهبران سازمان است. واقعیت این است که فرهنگ یادگیری، بیش از هر چیز از رفتار مدیران تأثیر می‌گیرد. اگر مدیر فقط در حرف از یادگیری حمایت کند، اما در عمل عجله، کنترل‌گری یا بی‌حوصلگی نشان دهد، تیم خیلی زود پیام واقعی را می‌فهمد.

در یک سازمان یادگیرنده، مدیران معمولاً چند ویژگی مشخص دارند:

سؤال می‌پرسند، فقط دستور نمی‌دهند

مدیری که به یادگیری اهمیت می‌دهد، صرفاً پاسخ آماده تحویل نمی‌دهد. او با سؤال‌های خوب، به تیم کمک می‌کند بهتر فکر کند.

مثلاً به‌جای اینکه بگوید «همین کار را انجام بده»، می‌پرسد:

«به نظرت بهترین راه‌حل چیست؟»

«چه چیزی را در این فرایند ندیده‌ایم؟»

گوش می‌دهند

خیلی از کارکنان وقتی می‌بینند نظرشان واقعاً شنیده نمی‌شود، به‌مرور سکوت می‌کنند.

مدیری که شنونده خوبی است، به تیم این پیام را می‌دهد که ایده‌ها، نگرانی‌ها و تجربه‌های شما مهم است.

از گفتن «نمی‌دانم» نمی‌ترسند

شاید یکی از انسانی‌ترین رفتارهای یک مدیر این باشد که در مواقع لازم بگوید:

«این را مطمئن نیستم، بیایید با هم بررسی کنیم.»

همین جمله ساده، فضای تیم را عوض می‌کند. چون نشان می‌دهد ندانستن عیب نیست و یادگیری برای همه، حتی مدیر، ادامه دارد.

برای یادگیری وقت و منابع می‌گذارند

اگر مدیر مدام از یادگیری حرف بزند، اما هیچ زمانی برای بازخورد، مرور تجربه‌ها، آموزش یا گفت‌وگو نگذارد، تیم هم آن را جدی نمی‌گیرد.

حمایت واقعی یعنی اختصاص زمان، توجه و فرصت. حتی گاهی یک گفت‌وگوی منظم و کوتاه تیمی، بیشتر از یک دوره رسمی اثر دارد.

جمع‌بندی: سازمان یادگیرنده با کلاس آموزشی ساخته نمی‌شود

سازمان یادگیرنده جایی نیست که فقط دوره‌های بیشتری برگزار می‌کند. بلکه جایی است که در آن:

  • افراد با خیال راحت سؤال می‌پرسند و تجربه‌هایشان را مطرح می‌کنند
  • یادگیری به فرایندهای کاری وصل است، نه جدا از آن
  • مدیران با رفتارشان، نه فقط با شعار، یادگیری را تقویت می‌کنند

به بیان ساده، یادگیری در چنین سازمانی یک اتفاق مناسبتی نیست؛ بخشی از شیوه کار کردن است.

در فضای کاری امروز، سازمانی جلوتر می‌ماند که فقط به انجام کارها فکر نکند، بلکه بتواند از مسیر انجام کارها هم یاد بگیرد.

چنین سازمانی اشتباهات را زودتر می‌بیند، تجربه‌ها را بهتر منتقل می‌کند و در برابر تغییرات، انعطاف بیشتری دارد.

5/5 - (1 امتیاز)
لینک کوتاه : https://ideaco.ir/?p=23936